تبليغاتX
كتابخانه

كتابخانه

تعدادي كتاب براي گذراندن اين مسير

بهر حال ديدن آمريكا بعنوان برترين نماد تمدن مدرن و اومانيستي

 عصر ما بدون نقاب هاي ظاهري هر كسي را تحريك ميكند از

جمله بنده حقير. اين شد كه حدود سه سال پيش هنگامي

 كه تو كتابخانه داشتم دنبال كتابي پيرامون هويت آمريكا ميگشتم ،

به كتاب " آمريكا بدون نقاب" برخوردم و از كتابدار مطالبه اش

كردم. "آمريكا بدون نقاب" نوشته سيد هاشم مير لوحي است .

 در پيشگفتار اين كتاب آمده است "آمريكا بدون نقاب" بخشي از

 رهاورداقامت 21 سالهنويسنده كتاب در آمريكا است و نگاهي از

 نزديك به سازوكاردولت ، روابط اجتماعي و مناسبات سياسي و

اقتصادي اين كشور دارد و تناقضهاي آشكار ميان شعار و عملكرد

 دولت آمريكا در عرصه هاي داخلي و بين المللي را بازگو ميكند.

اين كتاب در 336 صفحه و توسط انتشارات كيهان چاپ شده و هم

 اكنون به چاپ دوم رسيده است. در مقدمه چاپ دوم ميخوانيم:

بر اساس آمار ارائه شده سال 1999 دولت آمريكا- مركز ملي آمار

 بهداشت در واشنگتن دي سي – از تعداد 3900000 ( سه ميليون

 و نهصد هزار) نوزاد آمريكايي كه در سال 1998 در آمريكا متولد

شده اند ، تعداد 1293567 نفر از آنها – يعني 8/32 درصد از آنها

– حرامزاده بوده اند. در بخش وضعيت داخلي آمريكا – هويت

اشخاص و ارزش هر فرد – اشاره داشته ايم كه طبق آمار آمريكا ،

 تعداد نوزادان حرامزاده آمريكايي كه در سال 1988 ميلادي

در آمريكا متولد شده اند ، 1005300 نفر – يعني 7/25 درصد بوده است.

اين بدين معني است كه در طول 10 سال ، اين ميزان از يك چهارم به

 يك سوم افزايش يافته است.

بهر حال اين كتاب روي ذهنيت خود من تاثير زيادي داشت و توي

 همان سالها نگرش مرا به شخصيت آمريكا تا حدودي اصلاح كرد.

مخصوصاً بخشهاي مربوط به تاريخ آمريكا كه بسيار متاثر كننده

و منزجر كننده است. رفتارهايي كه در طول تشكيل حكومت

 آمريكا با نژادهاي بومي و سياهان شده است آدمي را از هر چه

 تمدن مدرن است بيزار ميكند.در صفحه 24 كتاب اينچنين ميخوانيم:

ابراهام لينكن در چارلزتن ايلنويز در حضور جمعي از مردم كه براي آشنايي

با ايده ها و برنامه هاي او ، در آن مكان حضور داشتند ، گفت:

امروز وقتي در هتل بودم ، يك آقاي مسني از من پرسيد كه ميخواهد

 بداند كه آيا واقعاً من خواهان يك تساوي تمام عيار ، مابين

 سياه پوستان و سفيد پوستان هستم!(خنده بلند حضار) من

ميگويم كه من خواهان تساوي حقوق اجتماعي و سياسي بين

نژادهاي سياه پوست و سفيد پوست نه هستم و نه هيچ زمان بوده ام.

(دست زدن حضار) و نيز من خواهان راي دادن ، يا يكي از اعضاي هيئت

 منصفه بودن و يا پست داشتن سياه پوستان نه هستم و نه هرگز بوده ام

و نه خواهان ازدواج سفيد پوستان و سياه پوستان ....من همانند هر

 فرد ديگري ، همانطور كه به امضاء رسيده است خواهان اين هستم

كه مرتبه (مقام) نژاد سفيد ، افضل باشد.

بهر حال كتاب جالبي است به خواندنش مي ارزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 0:9  توسط سيد اسماعيل سجادي  | 

هو العزيز

سخن از حماسه نواب است.

سخن از آذرخشي است كه روشني مسير پيش رو را ميسر ميكند و انحرافات گردنه هاي كشنده را ياد مي آورد ، همچنان رعدي كه منافقان را به عيان پيش چشم حذيفه نمود.

ياد آوري هر از گاه سيد مجتبي نواب صفوي تلاطم مقدسي را در وجود انسان مي آفريند كه هرگز نبايد از آن سردي جست ، بياري خداي توانا!!

نواب از آن آدمهاي ويژه تاريخ است كه سلاح برنده اي در مسير ان الحيات عقيده و جهاد محسوب ميشود. آدمهايي كه با نوك تيز ايمان و عملشان تعفن لاشه نفاق برخيها را بر ملا ميكنند و كوتاهي و حقارت برخي ديگر را به رخ ميكشند.

نبايد از كاركرد منحصر بفرد شخصيتهايي مانند شيخ فضل الله و نواب در جبهه بيداري

اسلامي غافل شويم.

اينها كه گفتم به بهانه معرفي كتاب "فدائيان اسلام" است. اين كتاب كه به معرفي تاريخ ، عملكرد و انديشه گروه فدائيان اسلام ميپردازد در 332 صفحه و توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسيده است. نويسنده كتاب جناب آقاي سيد هادي خسرو شاهي ميباشند.

اين كتاب با شرح جريان برخورد شهيد نواب با كسروي آغاز ميشود و در ادامه ساير

اتفاقات منجر به تشكيل گروه فدائيان اسلام و نقش آن در حوادث آنروز ايران و نهايتاً

دستگيري و شهادت نواب بررسي ميشود. در پايان نيز كتاب "جامعه و حكومت اسلامي" كه در زمان خودش با عنوان اعلاميه فدائيان اسلام يا كتاب راهنماي حقايق منتشر شده بود آورده شده است.

صراحت و شجاعت اعجاب آور و باور نكردني نواب  و يارانش در مسير تحقق آرمانهايشان كه ناشي از ايمان عالي و اطمينان قلبي آنها بوده است از لابلاي اسناد بجا مانده از آن دوران قابل مشاهده و بررسي است.نمونه هايي از اين اسناد را باهم ميخوانيم :

قسمتي از اعلاميه به مناسبت اعدام رزم آرا:

 پسر پهلوي و كارگردانان جنايتكار حكومت غاصب بدانند كه چنانچه تا سه روز ديگر

برادر رشيد ما خليل طهماسبي يا عبدالله رستگاررا با كمال احترام آزاد نكنند آن به

 آن خود را به سراشيب جهنم نزديك كرده اند...اينك اينك اي پسر پهلوي و اي وكلاي

 مجلس شورا و سنا و اي وزير تازه وارد و اي وزرا باقيمانده پوسيده ، شما و شما و همكاران شما بدانيد كه چنانچه سراسر احكام اسلام را طبق كتاب فدائيان اسلام مو به مو اجرا ننموده تاخيري كنيد آن به آن خود را  به سراشيب جهنم نزديك نموده و به ريشه حيات خود تيشه هاي محكم نواخته ايد و اگر كوچكترين جسارتي به ساحت

 مقدس برادر رشيد ما حضرت خليل طهماسبي نموده و او را تا سه روز ديگر با كمال احترام و عذر خواهي آزاد ننمائيد به حساب يك يك شما رسيده به انتقام جنايات سابق و حاضرتان به ياري خداي توانا دودمانتان را به باد نيستي ميدهيم.

 

علاوه بر آن سه روز بعد اعلاميه اي خطاب به نخست وزير جديد صادر گرديد كه موجب

 كناره گيري فوري حسين علاء و به روي كار آمدن مصدق شد.

 

هو العزيز

حسين علاء

زمامداري ملت مسلمان ايران در خور صلاحيت تو و امثال تو و حكومت غاصب كنوني

 نيست ، فوراً بركناري خود را اعلام كن.

                                                               به ياري خداي توانا

                                                           سيد مجتبي نواب صفوي

همچين نامه اي از نواب خطاب به رئيس زندان در اعتراض به جابجايي اعضاي زنداني فدائيان اسلام

 

                                                 هوالعزيز

                                             رئيس كل زندان

                                                 جليلوند

تو اي نوكر بي اراده جنايتكاران! به جنايتكاراني كه برادران مرا تبعيد كردند بگو كه مرا هم پيش برادرانم ببرند و يا آنها را پيش من بياورند ، فوراً و سريعاً يكي از اين دو كار را انجام بدهيد. اميد است ان شاء الله در دنيا بزودي و در آخرت بعذاب اليم الهي و غضب شديد خداوند قهار گرفتار شويد. ان شاء الله تعالي.

لعنت الله عليكم اجمعين.

                                                                                    زندان قصر خربه الله

                                                   بياري خداي توانا                                                                              سيد مجتبي نواب صفوي

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 22:43  توسط سيد اسماعيل سجادي  | 

روزها ميگذرد حادثه ها مي آيد
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم

اين ايام را براي راه اندازي وبلاگ جديدم به فال نيك ميگيرم. ان شاء الله ماندني و خواستني و مفيد باشد.
قرار است تو اين وبلاگ به كتاب بپردازم و مسائل مربوط به آن. از اين همه روز مرگي و در سطح ماندن ميترسم.
سر بزنيد ضرر نميكنيد. اگر هم نزديد نزديد ، ولي حتماً مطالعه را از نظر نيندازيد.

ايام عزت مستدام ....تا بعد
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 20:51  توسط سيد اسماعيل سجادي  |