آن سئوال اساسی که در ماجرای به چالش درآمدن "هلوکاست" و جنجال بی سابقه رسانه های اردوگاه سرمایه داری پیرامون آن ، باید پاسخ بگیرد اولاً وجود یا عدم وجود هلوکاست یا چگونگی آن نیست. سئوال اساسی این است: آیا جمهوری اسلامی بایستی پا را از خط قرمزهای نظام های استکباری فراتر گذاشته و وارد "مناطق ممنوعه" آنها شود؟ آیا ما مجازیم و بایستی بر تابوهای آنها علامت سئوال بگذاریم؟
بنیانگذار جمهوری اسلامی این نکته را به خوبی تبیین نموده است که نظامهای طاغوتی فعلی بر ویرانه های تفکرات نمرودی و فرعونی ساخته شده اند و این یعنی آنکه خصوصیات نظامهای باطل مورد اشاره در قرآن بر آنان صدق میکند. از جمله این خصوصیات عدم اعتقاد به آزادی اندیشه است که اتفاقاً خیلی بر آن تاکید میکنند!
قرآن کریم در ماجرای حضرت موسی (ع) و فرعون فراز بسیار جالبی دارد که به خوبی میزان آزاد اندیشی و تحمل طاغوتها را به تصویر میکشد. هنگامیکه ساحران سرزمین نیل ، که تا پیش از این هم پیمان و هم رای فرعون بودند ؛ معجزه عجیب حضرت موسی (ع) را مشاهده مینمایند به سرعت درمی یابند که این یک معجزه الهی است و از دامنه سحر و جادو (که تخصص آنها بود ) خارج است. ساحران که تا لحظاتی پیش کارگزاران فرعون در میدان مقابله با موسی کلیم الله (ع) بوند بلافاصله به پروردگار عالم ایمان می آورند و به پیامبر خدا(ع) اظهار اسلام میکنند. فرعون خشمگین از این آزادگی ، بر سر آنها فریاد میزند: "قبل از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟"
بدین ترتیب قرآن کریم به وضوح تصریح میفرمایند که نظامهای طاغوتی هیچگاه نمیتوانند مبتنی بر آزاد اندیشی باشند زیرا تفکر به معنای اصیل آن حتماً منتهی به پذیرش ربوبیت پروردگار عزیز عالم و تاسیس نظام دینی خواهد شد.
نکته مهمی که در جریان شناسی برخورد با طواغیت در قرآن به چشم می آید این است که کشف این خصوصیت در رفتار طاغوتها از رهگذر برخورد و اصطکاک دو جبهه صورت میگیرد. به این معنی که بایستی جبهه ایمان در مقابله با جبهه کفر مصر و پایدار باشد تا خداوند به این وسیله آبروی طاغوت را ببرد. تا "داوود" به جنگ نرود "جالوت" بر جا خواهد بود. تا "ابراهیم" بت شکنی نکند ضعف "نمرود" کشف نخواهد شد. تا "موسی" به میدان "فرعون" نیاید هیمنه طاغوت درهم نخواهد شکست.
آری؛ جمهوری اسلامی بوجود نیامده است تا در کنار قدرتهای استکباری حاکم بر عالم به حیات خود دامه دهد و ضمن تعامل مثبت به ارتقای سطح مناسبات و ارتباطات فکر کند و هرگز از این نیندیشد که اصولاً چرا انقلاب کردیم؟!
نظامهای استکباری ، امروز همانند همیشه تاریخ جهت حفظ منافع شان و جلوگیری از تولید آگاهی در توده های مردم ، خط قرمزهایی را طراحی کرده اند که گذشتن از آنها را در حکم اعلام جنگ میدانند. با تمام توانایی مادی شان در مقابل تابوهای خود ساخته سنگر میگیرند و صاحب اندیشه ای را که خیال نزدیک شدن به سر بزند به قصد نابودی میکوبند. این شیوه و مرام مستکبرین همه تاریخ است.
جموری اسلامی که پا به عرصه گذاشت تابوی بزرگی را شکست که همانا اعلام حکومت اسلام بود. اعلام کردیم که 22 بهمن سرآغاز حکومت الله بر جهان است. این "ذنب لا یغفر" را چه چیزی میتوانست از دامان ما بشوید؟
ندای توحید را که پیامبر ما (ص) برآورد ابتدا تطمیع کردند و تهدید. ابوطالب را فرستادند که به برادرزاده ات بگو دست از این دعوی بردار تا هر چه میخواهی به تو بدهیم و بی نیازت کنیم. چون به نتیجه ای نرسیدند فریاد برآوردند که این مرد دیوانه است! بار دیگر گفتند: نزدیکش نروید که ساحر است و جادویتان میکند ، این محمد (ص) گمراه است و شما را گمراه خواهد کرد.
این برنامه عمل دین ستیزان در همیشه مقابله شان با جبهه ایمان بوده است. نیازی به توضیح نیست که مستکبرین در مقابله با جمهوری اسلامی نیز همین رویه را در پیش گرفته اند. راهی که سرانجامش برای ما روشن است.
در مقابل تلاش دشمنان اسلام برای بی اعتبار کردن جبهه ایمان، تاکتیک جبهه حق نیز باید افشای حق و بردن آبروی دروغین طاغوتها باشد. کارگزاران نظام سرمایه داری با کشیدن گارد آهنین به دور "هلوکاست" و معرکه گرفتن بر سر خونبهای یهودیان کشته شده بوسیله گاز در اردوگاههای آلمان نازی ، بیش از نیم قرن است که مانند متکدیان در لباس دزد ، شرافت نسل بشر را به گروگان گرفته اند.
رئیس دولت جمهوری اسلامی با کمال ادب از غربیها درخواست کرد پانسمانهای این زخم ادعایی را بردارند تا همه عالم ، خود زخم را ببینند. به شکل طبیعی پژوهشگران آزاد اندیش بایستی بتوانند در چند و چون واقعه ای که به هلوکاست مشهور شده تحقیق کنند ؛ اما واکنش سهمگین بلندگوهای استکباری و رسانه های خبر پراکنی شان همه چیز را بهم ریخت. در واقع با یک حرکت تهاجمی و مطالبه گرانه آبروی دروغین نظام سلطه بر باد رفت.
از اولین نتایج این آشفتگی مستکبرین ، حساسیت دانشمندان و آزاد اندیشان جهان نسبت به این مسئله بود ، بگونه ای که تا پیش از آن سابقه نداشت تا این حد مسئله "هلوکاست" زیر ذره بین افکار عمومی قرار بگیرد. بعد این ماجرا کتابها و مقالات زیادی در این خصوص نگاشته شد و منتقدین ، در درون جوامع غربی و خارج از آن فضای بسته نسبت به این موضوع را چالش کشیدند بگونه ای که امروز احساس میشود این دعوا به درون خانه غربیها کشیده شده است.
آری؛ تا زمانی که ما با سیاست انفعالی درصدد دفاع از خویش در مقابل زیاده خواهی و مطالبه گری مستکبرین عالم باشیم هرگز فرصت نمی یابیم با به چالش کشیدن ارکان تفکر دین ستیزان اذهان جهانیان را نسبت به پوشالی بودن نظامهای غیر الهی روشن سازیم. "پروژه هلوکاست" نمونه ای موفق از نتایج سیاست فعال و تهاجمی در مقابل طاغوتهای عالم بود که میتواند بعنوان تجربه ای ارزنده در کارنامه جمهوری اسلامی ایران ثبت گردد.
